تبليغاتX
برای سلامتی امام زمان بلند صلوات ختم کن

 شهرستان فلاورجان یکی از شهرستانهای تاریخی استان اصفهان می باشد که وسعت کل آن ۳۱۹ کیلومتر مربع است.از شمال به شهرستان خمینی شهر و از جنوب به شهرستان مبارکه و از غرب به شهرستان نجف آباد و از شرق به شهرستان اصفهان محدود می گردد.در حوالی فلاورجان فعلی قریه ای به نام برزان بوده که از طریق مادی کوپان مشروب می شده بعدها به واسطه پلی که بر روی رودخانه زده شده آن را پل ورگان و بعدها پل ورجان و نهایتا به فلاورجان تغییر نام یافته است.جمعیت آن بالغ بر۲۴۰ هزار نفر است وجود صنایع متعدد قرار گرفتن در حاشیه زاینده رود دیرینه تاریخی و محصولات کشاورزی مرغوب از جمله برنج و گندم و صیفی جات این شهرستان را از جایگاه ویژه ای برخوردار نموده است.این شهرستان دارای ۷ شهر به نامهای فلاورجان و قهدریجان و کلیشاد و سودرجان و پیربکران و بهاران و ایمانشهر و شهر ابریشم و ۶۰ روستا می باشد که با توجه به آثار تاریخی موجود در این شهرها دارای قدمت فرهنگی دیرینه می باشد.از آثار تاریخی این شهرستان می توان پل قدیم فلاورجان و مسجد جامع و پل بابا محمود و برج کبوتر و مسجد بابا محمود و مسجد اشترجان و بقعه پیربکران و مقبره امامزاده گان سیدمحمد و زیدبن حسن را نام برد.

شهرستان فلاورجان(لنجان سفلي) با طول جغرافيايي30دقيقه و51 درجه وعرض جغرافيايي 34 دقيقه و 32درجه،با مساحت510 هكتار با مركزيت شهر فلاورجان مي باشد و ارتفاع از سطح دريا 1600متر است كه 443كيلومتر با تهران فاصله دارد.

بلوك لنجان بزرگترين بلوك اصفهان وبا بركت تر از همه آنها،لنجان و النجان است كه در خود محل به چهار ناحيه:ايدغميش- اشيان- اوشترگان و گركن تقسيم شده و هر يك از آنها دهات متعدد دارد.

لنجان در قديم دو شهر معتبر داشته،يكي فيروزان در لنجان سفلي و ديگر خان لنجان در لنجان عليا وناحيه اشيان تقريبا 18 فرسخ قنوات و ماديهاي پر آب دارد.برنجكاري اصفهان منحصر به اين بلوك بوده است.باغات بسيار واشجاري بي شمار از كبوده و غيره دارد. نواحي عمده آن عبارت است از؛ريز(زرين شهر)- قهدريجان(كدرگان نام قديمي آن است)- مباركه- كليشاد- درچه -دينان- ورنامخواست- سده- ديزي- فلاورجان- پيربكران(گركن شمالي)اشترگان(ايمانشهر) مي باشد.

شهر فلاورجان، در 32 درجه و 33 دقيقه پهنای شمالی و 51 درجه و 31 دقيقه درازای خاوری نسبت به نيمروز گرينويچ قرار دارد. اين شهر از سوی شمال به روستای جلال آباد، ‌از جنوب به آبادی گارماسه، از باختر به روستای جوزدان، از خاور به زاينده رود و كوه سنگالو محدود است. اين شهرستان از سوی شمال به شهرستان خمينی شهر، از جنوب به شهرستان مباركه، از باختر به شهرستان های نجف آباد و لنجان وازخاوربه شهرستان اصفهان محدود است. اين شهرستان به گونه دشتی در كناره زاينده رود قرار گرفته و دارای بيشه زارهای پهناوری است. منابع آب آن، ‌رود زاينده رود، كاريز و چاه است. در فلاورجان هم چون ساير شهرستان های استان اصفهان قالی بافی رواج بسياری دارد. اين صنعت دستی زيبا که حاصل هنر سر پنجه های تلاشگر و هنرمند اهالی منطقه به ويژه زنان و دختران آن است، مهم ترين صنايع دستی اين شهرستان را تشكيل مي دهد. بيش تر قالی های توليدی در منطقه در کارگاه های خانگی بافته می شوند و توليدات آن سهم مهمی دراقتصاد خانواده و کل منطقه دارد. در اين شهرستان برای بافتن فرش ها از طرح های اصفهانی، نجف آبادی و نايينی استفاده می شود. فلاورجان در دشتی، در كنار زاينده رود قرار گرفته است و دارای بيشه‌زار های پهناور است. كوه گردولی در جنوب خاوری و كوه سنگالو در خاور اين شهر قرار دارند. رود زاينده رود از خاور فلاورجان می گذرد و جلوه ای زيبا به اين منطقه می بخشد. بناهای تاريخی اين منطقه نيز بر جذابيت های توريستی آن می افزايند مهم ترين فرآورده های كشاورزی فلاورجان گندم، برنج، صيفی، سبزی و. . است. مردم اين ديار به پرورش گوسفند، گاو، ‌بز، … و هم چنين مرغ داری و طيور نيز می پردازند. فلاورجان در دشتی، در كنار زاينده رود قرار گرفته است و دارای بيشه‌زار های پهناور است. كوه گردولی در جنوب خاوری و كوه سنگالو در خاور اين شهر قرار دارند. رود زاينده رود از خاور فلاورجان می گذرد و جلوه ای زيبا به اين منطقه می بخشد. بناهای تاريخی اين منطقه نيز بر جذابيت های توريستی آن می افزايند.

فِلاوَرجان شهری است درشهرستان فلاورجان استان اصفهان ایران. نام این شهر عربی‌شدهٔ واژه پل‌آورگان فارسی است. شهرستان فلاورجان دارای دو بخش مرکزی و گرگن شمالی است.شامل شهرهای فلاورجان ، قهدریجان ، ‏‏کلیشاد و سودرجان ‏‏‏‏و ابریشم و ایمانشهر می‌باشد. دارای روستاهایی مانند جوجیل و می‌‌باشد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 10:30  توسط سید ناصر موسوی لارگانی  | 

اول ذی الحجه، سالروز ازدواج فرخنده حضرت فاطمه (س) و حضرت علي (ع)

ازدواج حضرت علی(ع) با حضرت فاطمه(ع) به فرمان

خداوند، از امتیازاتی است که رسول اکرم(ص) بر آن

مباهات می کرد. در این پیوند پر میمنت، فرشتگان

آسمان در سرور و شادمانی، و بهشتیان به زینت و زیور

آراسته شده بودند.

 

 مقدمات عروسی

از عقد امیرالمؤمنین علی و فاطمه علیهما السلام یک ماه گذشت. عقیل نزد علی آمد و گفت:« ما از ازدواج تو و فاطمه بسیار خوشحالیم. اکنون چرا از رسول خدا درخواست نمی‏کنی فاطمه را به خانه خود ببری؟»
علی علیه السلام گفت:« به خدا قسم من هم مایلم، اما از رسول خدا حیا می‏کنم.»
عقیل گفت:« برخیز نزد پیامبر برویم.»

در راه به
ام ایمن برخوردند و ماجرا را به او گفتند.
ام ایمن گفت:« بگذارید این کار را زن ها انجام دهند.»
لذا برگشت و
ام سلمه و زنان دیگر رسول خدا را خبر کرد؛ همگی دور وجود مبارک رسول خدا حلقه زدند و گفتند:« پدران و مادران ما به فدای تو باد، ای رسول خدا! ما برای امری نزد شما جمع شده‏ایم که اگر خدیجه بود، چشمش روشن می‏شد.»
با شنیدن نام خدیجه، رسول خدا گریان شد و فرمود:« کجا همانند خدیجه پیدا می‏شود؟ او مرا تصدیق کرد در زمانی که همه‌ی مردم تکذیبم می‏کردند؛ کمکم کرد و ثروتش را به من بخشید. من به امر خداوند، خدیجه را بشارت دادم به قصری از زمرد در بهشت: جایی که در آن نه اضطرابی است و نه رنج و تعبی.»
ام سلمه گفت:« بهشت بر او گوارا باد و خداوند ما را هم همنشین او کند.
ای رسول خدا! برادر و پسر عمت علی بن ابیطالب دوست دارد همسرش، فاطمه، را به خانه‌ی خود ببرد. »
رسول خدا فرمود:« چرا خودش به من نگفت؟»
ام سلمه عرض کرد:« حیا کرد.»
رسول خدا فرمود:« برو علی را بیاور.»
ام سلمه علی علیه السلام را که منتظر جواب بود، نزد رسول خدا برد.
زن‌ها از اطاق خارج شدند.
رسول خدا قرار شب زفاف را با علی علیه السلام گذاشت. سپس به زنان خود امر فرمود فاطمه علیهاسلام را زینت کنند.

عطر

ام سلمه نزد فاطمه علیهاسلام رفت و گفت:« آیا عطری برای خود ذخیره کرده‏ای؟»
فرمود:« بله.» و شیشه‌ای عطر آورد. ام سلمه کمی از آن را در کف دست خود زد و بویید.
پرسید:« فاطمه جان این عطر از کجاست؟ مانندش را تا به حال نبوییده‌ام.»
فاطمه علیهاسلام فرمود:
« یک روز وقتی
جبرئیل از نزد پدرم رسول خدا می‌رفت، چیزی از بال‌های او می‏ریخت. رسول خدا فرمود:« اینها را جمع کن، عنبر است که از بال های جبرئیل می‏ریزد.»

لباس عروس

جبرئیل علیه السلام برای فاطمه علیهاسلام لباسی بسیار مجلل، فاخر و زیبا آورد. همه زنهای قریش حیرت کردند و گفتند:« این لباس را از کجا آورده‏ای؟»
حضرت فاطمه فرمود:« این از جانب پروردگار است.»

منابع:
بحارالانوار، ج 43، ص 130 و 95 و 115.

                                جهیزیه فاطمه علیها سلام

 

حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام پس از خواستگاری از فاطمه زهرا علیهاسلام و شنیدن پاسخ مثبت از بانوی اسلام، زره خود را فروخت و پولش را نزد رسول خدا برد. پیامبر هیچ سؤالی از مقدار پول‌ها نفرمود. فقط مشتی از آن پول را برداشت و به بلال حبشی داد و فرمود:« برای فاطمه عطر بخر.»
سپس با دو دست خود مشتی دیگر برداشت و به
ابوبکر داد و فرمود:« برای فاطمه لباس و اثاث منزل تهیه کن.» و عمار یاسر و چند نفر دیگر را برای کمک به او روانه فرمود.
صورت جهیزیه فاطمه علیهاسلام عبارت بود از:
*پیراهن به هفت درهم

  • روسری به چهار درهم
  • حوله خیبری
  • تختی از برگ خرما
  • دو فرش کرباس
  • چهار متکای پوستی
  • پرده پشمی
  • حصیر
  • آسیاب دستی
  • طشت مسی
  • مشک چرمی
  • قدح شیر
  • مشک کوچک
  • کوزه سفالی دهن گشاد
  • دو کوزه گلی
  • سفره چرمی.

وقتی جهیزیه را نزد رسول خدا آوردند، پیامبر نگاهی به آن کرد و اشک در چشمان مبارکش حلقه زد. آن‌گاه سر خود را به آسمان بلند کرد و عرضه داشت:« خداوندا به این قوم که بیشتر ظروفشان گِلی است، برکت عنایت فرما.»

                             ولیمه عروسی فاطمه علیهاسلام

  
ولیمه عروسی علی و فاطمه علیهما السلام در ظهر روز قبل از زفاف بوده است.
امام علی می‏فرماید:
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:« ای علی، برای خانواده‏ات غذای بسیار نیکویی تهیه کن. ما گوشت و نان می‏دهیم و تو هم خرما و روغن بیاور.»
من خرما و روغن خریدم و رسول خدا هم گوسفندی فربه سر برید و نان زیادی تهیه فرمود. سپس به من فرمود:« هر کس را که می‏خواهی دعوت کن.»
من به مسجد رفتم و دیدم مسجد پر از اصحاب مسلمان است. خواستم بعضی را دعوت کنم و بعضی را نکنم، اما خجالت کشیدم. پس صدا زدم:« دعوت به ولیمه فاطمه را اجابت کنید. »
مسلمان‌ها دسته دسته آمدند و من در فکر زیادی جمعیت و کمی غذا بودم. اما رسول خدا ناراحتی مرا حس کرد و فرمود:« من از خداوند درخواست برکت کرده‏ام.»
آن روز بیش از چهار هزار نفر آمدند و غذا خوردند اما غذای ما کم نیامد. 
 منابع:
  • بحارالانوار، ج 43، ص 94، ح 5.
  • بحارالانوار، ج 43، ص 130.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 10:30  توسط سید ناصر موسوی لارگانی  | 

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

 

اَلعِبادَهُ سَبعونَ جُزء، اَفضَلُها جُزءً طَلَبُ الحَلالِ
عبادت هفتاد جزء است و بالاترین و بزرگترین جزء آن کسب حلال است.

(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال)

امام علی علیه السلام فرمودند:

 

اَعجَزُ النَّاسِ مَن عَجَزَ عَنِ اکتِسابِ الاِخوَانِ، وَاَعجَزُ مِنهُ مَن ضَّیعَ مَن ظَفِرَ بِهِ مِنهُم
عاجز ترین مردم کسی است که از بدست آوردن دوست عاجز بماند و از او عاجزتر کسی است که دوستان بدست آورده را از دست بدهد.

(الامالی ص ۱۱۰)

حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:

 

 ان السعید، کل السعید، حق السعید من أحب علیا فی حیاته و بعد موته
همانا سعادتمند(به معنای) کامل و حقیقی کسی است که امام علی(ع) را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد.

(مجمع‌ الزوائد علامه‌ هیثمى‌ ، ج‌ ۹ ، ص‌ ۱۳۲)

امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند :

کَفاکَ ادبا تَجنُّبُکَ ما تَکرهُ مِن غَیرکَ
در مقام ادب همین بس که آنچه برای دیگران نمی پسندی، خود از آن دوری کنی

(مسند الامام العسکری، ص۲۸۸)

امام حسین علیه السلام فرمودند:

لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب
جز به یکى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار، یا صاحب مروت، یا کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد.

(تحف العقول ، ص۲۵۱ )

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 10:30  توسط سید ناصر موسوی لارگانی  | 

به نام یزدان بخشاینده

اینجانب سید ناصر موسوی لارگانی فرزند سید مهدی درپنجم شهریور ماه سال1342  در روستای لارگان از توابع بخش مرکزی شهرستان فلاورجان در خانواده ای مذهبی و روحانی متولد شدم . بنده دو برادر به نام های سید ابراهیم و سید اسماعیل و یک خواهر دارم که برادر بزرگم سید ابراهیم در سال 1367 پس از بیش از شش سال حضور در جبهه های جنگ تحمیلی به عنوان بسیجی، شهید شد . پس از طی کردن دوران ابتدایی در مدرسه ابتدایی زمانیه لارگان برای گذراندن دوران راهنمایی به مدرسه راهنمایی بندارت (نواب صفوی فعلی) رفتم ، در دوران مدرسه همواره در امور فرهنگی و مذهبی همچون پیش نماز بودن دانش آموزان، قرائت قرآن در صبحگاه و ... جزء دانش آموزان کوشا و فعال بودم .در سال 1356 برای گذراندن دروس اسلامی به حوزه علمیه اصفهان رفتم که حضور در حوزه مقارن شد با حرکت مردمی مردم ایران زمین به رهبری حضرت امام خمینی (ره) و راهپیمایی های بزرگ در شهرهای مختلف که بنده به همراه دیگر نوجوانان و جوانان دوستدار و پیرو خط امام (ره) در اکثر راهپیمایی های شهر اصفهان که از بازار اصفهان به سمت دانشگاه اصفهان ، مدرسه صدر بازار ، مسجد سید ، مسجد حکیم و ... برپا می شد شرکت فعالی داشتم . البته بنابر فرمایش امام راحل (ره) که در سال 1342 به شاه خائن فرمودند که « سربازان من الآن در گهواره ها هستند .»  این باعث افتخار بنده و تمامی نوجوانان و جوانان آن روزگار است که بنا بر احساس وظیفه و دینی که به مملکتمان داشتیم در قبل از انقلاب در کلیه تجمع ها و راهپیمایی های ضد رژیم شرکت داشتیم . پس از پیروزی انقلاب بنده به تحصیلات حوزوی خود در مدرسه علمیه اصفهان ادامه دادم و در کنار تحصیلات حوزوی از سال 1359 به هنرستان رازی اصفهان رفتم و در رشته صنایع شیمیائی مشغول به تحصیل شدم و به مدت دو  سال در این هنرستان تحصیل می کردم که در سال 1361 بنا به تکلیفی که حضرت امام خمینی (ره) برحضور در جبهه های نبرد حق علیه باطل به جوانان محول نمودند ؛ به عضویت سپاه پاسداران درآمدم و راهی جبهه خوزستان شدم . در ضمن این افتخار نیز نصیب اینجانب شد که در سال 1362 به مدت شش ماه در بیت حضرت امام(ره) در جماران به عنوان پاسدار مشغول به خدمت بودم و در این دوران در تمامی سخنرانیها و دیدارهای مردمی حضرت امام (ره) حضور داشتم که خاطرات بسیاری از عشق مردم به حضرت امام (ره) و احترام و اهمیتی که امام به عنوان شخص اول مملکت برای مردم به خصوص قشر ضعیف و پابرهنه ایران در ذهن دارم . در سال 1363 بعلت اینکه با حضور در حوزه علمیه و ادامه تحصیل می توانستم تأثیر بیشتری داشته باشم از سپاه پاسداران استعفا دادم و به حوزه علمیه برگشتم . در ضمن تحصیلات خود را این بار در دبیرستان شهید رجایی اصفهان و در رشته ی اقتصاد اجتماعی پیگیری نمودم . (تغییر رشته بنده به این دلیل بود که دوره روزانه رشته صنایع شیمایی وجود نداشت .)در ابتدای دهه هفتاد بنده (در سن جوانی) به عنوان یکی از اعضای شورای اسلامی روستای لارگان مشغول به خدمت به مردم محل بودم و در مدت چهار سال فعالیت به گواه خود مردم محل وبا کمک آنها ، فعالیت های زیر بنایی و عمرانی زیادی همچون ساخت حمام عمومی لارگان ، کمک به احداث و راه اندازی باشگاه ورزشی شهدای لارگان ، دریافت امتیاز بانک کشاورزی و آغاز به کار بانک کشاورزی لارگان ، پیگیری مخابرات روستایی (که در این راستا با مساعدتهای مسئولین وقت مخابرات شهرستان و پیگیری های اینجانب  به مرور به مردم محل تلفن واگذار شد .) و ... انجام داده شد  .از سال 1370 نیز بنده به عنوان معلم حق التدریس وارد آموزش و پرورش شهرستان فلاورجان شدم  ، که در ابتدای فعالیت در مدرسه راهنمایی شاهد میثاق فلاورجان به عنوان مربی پرورشی خدمت نمودم . همچنین بنده از ابتدای دهه هفتاد به مدت نزدیک به پانزده سال به عنوان رئیس هیئت مدیره صندوق قرض الحسنه حضرت موسی ابن جعفر (ع) لارگان مشغول به خدمت بودم ، که در این مدت در راستای خدمت رسانی به مردم به خصوص اقشار ضعیف وام هایی به مردم محل و روستاهای اطراف که عضو صندوق قرض الحسنه بودند اعطا شد . در ضمن این افتخار نصیب اینجانب گردید که از سال 1371 به مدت سه سال در خدمت زوار حضرت ثامن الحجج علی ابن موسی الرضا (ع) به عنوان مسئول کاروان حضرت امام موسی ا بن جعفر (ع) بودم . در سال 1375 به پیشنهاد اینجانب و با همت و تلاش جوانان محل انجمن خیریه چهارده معصوم (علیهم السلام) لارگان با هدف خدمت رسانی به مردم بی بضاعت و مستضعفین واقعی در روستای لارگان تأسیس شد که اینجانب به عنوان مؤسس این انجمن  با تشکیل هیئت امنا و هیئت مدیره انجمن به عنوان رئیس هیئت مدیره انجمن خیریه چهارده معصوم (علیهم السلام) لارگان انتخاب شدم .که این فعالیت تا سال 1385 ادامه داشت که به علت مشغله کاری فراوان و استفاده از افراد دیگر و نیروی جوانتر از ریاست هیئت مدیره صندوق قرض الحسنه حضرت موسی بن جعفر و انجمن خیریه چهارده معصوم (علیهم السلام) لارگان استعفا دادم و هم اکنون به عنوان یکی از اعضای هیئت امناء این دو تشکل می باشم . در ضمن بنده در سال 1375 به انتخاب اعضای محترم شرکت فرش دستباف روستائی فلاورجان به عنوان عضو هیئت مدیره و توسط اعضای محترم هیئت مدیره به عنوان رئیس هیئت مدیره شرکت تعاونی فرش دستباف روستائی فلاورجان انتخاب شدم که پس از طی یکسال بدلیل مشکلات موجود از ریاست و عضویت هیئت مدیره استعفا دادم . همچنین در سال 1375 با انتخاب همکاران فرهنگی شهرستان فلاورجان به عنوان عضو هیئت مدیره شرکت تعاونی مصرف فرهنگیان شهرستان فلاورجان انتخاب شدم و در یک دوره فعالیت به همراه دیگر دوستان در راه خدمت رسانی بهتر به فرهنگیان عزیز شهرستان فعالیتهایی انجام دادم .همچنین بنده از ابتدای دهه هفتاد در تمامی انتخابات نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در هیئت های نظارت و اجرایی حضور فعال داشتم . که از آن جمله می توان به حضور در یک دوره از انتخابات مجلس شورای اسلامی به عنوان عضو هیئت اجرایی شهرستان فلاورجان ، در انتخابات دوره اول شوراهای اسلامی به عنوان رئیس هیئت نظارت بخش مرکزی شهرستان فلاورجان ، چندین دوره به عنوان سرناظر شورای محترم نگهبان و در انتخابات آذر ماه 1385 به عنوان عضو هیئت اجرایی انتخابات چهارمین دوره مجلس خبرگان رهبر ی و سومین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا فعالیت می کردم . در سال 1381 همزمان با فعالیت در آموزش و پرورش شهرستان فلاورجان  با شرکت در کنکور سراسری دانشگاه آزاد اسلامی و پذیرفته شدن در رشته دینی و عربی موفق به اخذ مدرک کاردانی از دانشگاه آزاد اسلامی فلاورجان شدم و سپس با شرکت در کنکور کاردانی به کارشناسی و پذیرفته شدن در رشته الهیات در دانشگاه آزاد اسلامی نجف آباد موفق به اخذ مدرک کارشناسی گردیدم .در تمامی این سالها بنده به فعالیت مقدس تعلیم و تربیت فرزندان ایران زمین در آموزش و پرورش شهرستان فلاورجان به عنوان مربی پرورشی در مدارسی همچون شاهد میثاق فلاورجان ، پانزده خرداد یزدآباد ، عماریاسر کرسگان ، شهید چمران گارماسه ، علوی کلیشاد ، دبریستان امام خمینی (ره) فلاورجان ، ابتدایی شهید قندی لارگان ، راهنمایی شهید مصطفی خمینی لارگان ، شهید فهمیده محمدیه  و شهید فکوری مهرنجان مشغول بودم ، که اکثر این سالها در مدرسه راهنمایی شهید چمران گارماسه در خدمت دانش آموزان عزیز و اولیاء محترم آنها و همکاران عزیز فرهنگی بودم . در این دوران بارها از سوی قائم مقام محترم وزیر آموزش و پرورش ، مدیرکل سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان و ریاست محترم اداره آموزش و پرورش شهرستان فلاورجان در دوره های مختلف مورد تشویق قرار گرفتم . در تمامی بیست سال گذشته به گواه مردم منطقه و مسئولین محترم شهرستان و نماینده  محترم مردم شهرستان فلاورجان در مجلس شورای اسلامی اینجانب بارها برای برطرف کردن مشکلات مردم منطقه به فرمانداری شهرستان و سایر ادارات شهرستان مراجعه نمودم که در اکثر این موراد با پیگیری های بنده و مساعدت های مسئولین و نماینده محترم مشکلات از سر راه مردم برداشته شد . ضمناً اینجانب در سال 1362 ازدواج نمودم که حاصل بیست و چهار سال زندگی مشترک سه فرزند به نام های سیدمحمدمهدی ، سید محمدحسین و سیدمحمد علی می باشد که فرزند اولم مشغول به تحصیل در رشته مهندسی مکانیک و فرزند دومم نیز مشغول به تحصیل در پیش دانشگاهی رشته ریاضی فیزیک می باشد .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 10:30  توسط سید ناصر موسوی لارگانی  |